سه شنبه سی ام بهمن 1386
سنگسار دختر 14 ساله در زاهدان
خبر سنگسار سعيده، دختر 14 ساله زاهداني به شيوه قتل هاي ناموسي توسط پدرش، در حالي انتشار مي يابد که هم اکنون حداقل 11 محکوم به سنگسار، در زندانهاي ايران منتظر اجراي حکمشان هستند و خبرها حکايت از صدور حکم اعدام (به جاي سنگسار) براي مردي که در شهر مشهد مرتکب زناي محصنه شده است، دارد. سارا مقدم خبر سنگسار سعيده، دختر 14 ساله زاهداني به شيوه قتل هاي ناموسي توسط پدرش، در حالي انتشار مي يابد که هم اکنون حداقل 11 محکوم به سنگسار، در زندانهاي ايران منتظر اجراي حکمشان هستند و خبرها حکايت از صدور حکم اعدام (به جاي سنگسار) براي مردي که در شهر مشهد مرتکب زناي محصنه شده است، دارد. روزنامه قدس در تهران روز چهار شنبه 24 بهمن، علت سنگسار شدن سعيده توسط پدرش، محمد.ش، را ارتباط وي با يک پسر نامحرم نوشته است و توضيحي مبني براين که اين ارتباط آيا يک دوستي ساده بوده يا ارتباط جنسي ( که مطبوعات، از آن به عنوان رابطه نامشورع ياد مي کنند) چيزي عنوان نکرده است. روز شنبه 20 بهمن ماه 86، پليس از وجود جسد دختري در کوه هاي زاهدان با خبر شده و پس از مدتي قاتل اين دختر را پدرش معرفي کرده و علت قتل را مجازات دختر به خاطر داشتن رابطه با پسري نامحرم عنوان مي دارد. محمد.ش. واقعه را چنين شرح مي دهد که به همراه دوستم غلام، سعيده را به کوه هاي کورين در حوالي زاهدان برديم و بعد از سنگسار کردن او، با چهار گلوله وي را به قتل رساندم. به نظر مي رسد شيوه اي که محمد در اعدام دخترش به کار گرفته، متاثر از مجازاتهايي است که در فرهنگ برخي قبايل پاکستان ديده مي شود. فرهنگي که به مردان قبيله اجازه مي دهد تا در صورت درک ارتباط دختر و پسري که خارج از روابط معهود قبيله، با هم ارتباط دارند، آنها را به درختي بسته، در چاله اي انداخته يا با درميان گرفتنشان، سنگسار کنند. اين شيوه با اين که در کشور عراق نيز غير قانوني است، اما در تاريخ 17 آوريل 2007، جان دختري به نام "دعا خليل اسود" را در کردستان عراق گرفت. دعا توسط برادران و مردان قبيله سنگسار شد. مجازات سنگسار هم اکنون در کشورهاي ايران و عربستان، پاکستان، امارات متحده عربي، سودان، افغانستان، نيجريه و عراق وجود دارد. اما علت اجراي اين حکم، چه در قانون و چه در عرف و سنت اين کشورها متفاوت است. در برخي از کشورها سنگسار براي دختران ( و گاهي پسراني) است که از قواعد و فرمانهاي از پيش تعيين شده قبايل سرپيچي مي کنند. در کشور ايران طبق ماده هاي 82 و 102 قانون مجازات اسلامي، حکم سنگسار، در مورد زن و مردي که همسر دائمي داشته و امکان داشتن ارتباط جنسي آنها فراهم است، صادر و اجرا مي شود. در حالي که اين مجازات سنگين، تنها در قانون اسلامي کشورهاي ايران و امارات متحده عربي وجود دارد، اما اجراي آن در چند سال اخير تنها در ايران رخ داده است. سنگسار سه فرد در دو سال اخير در ايران، اعتراضات بسياري را از سوي افراد و نهادهاي حقوق بشري در پي داشته است. از همين رو است شايد که با وجود غير جايگزين بودن حدود الهي در قانون مجازات اسلامي ايران، روزنامه قدس در تاريخ پنج شنبه 25 بهمن ماه، جزاي مردي را در شهر مشهد که مرتکب زناي محصنه شده بود، اعدام اعلام کرده است: "در پي اعتراف متهم به جرم ارتکابي اش، قضات شعبه پنجم دادگاه کيفري استان خراسان رضوي، متهم را به جرم زناي محصنه به اعدام محکوم کردند." اين راي به گفته اين روزنامه، در شعبه 41 ديوان عالي کشور، مورد تاييد قرار گرفت. کشور ايران متعهد به اجراي اعلاميه جهاني حقوق بشر است که در ماده 5 آن مجازاتهايي که دربرگيرنده شکنجه و تحقير کرامت انساني است ممنوع است. همچنين اين کشور ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني را امضا کرده است که طبق ماده 7 آن، مجازاتهاي غير انساني و ترذيلي ممنوع و مجازات اعدام در کشورهايي که هنوز تنبيه مرگ را در فهرست مجازاتهاي قانوني شان دارند، تنها شامل جدي ترين جنايات مي شود.
www.roozonline.com/archives/2008/02/_14_2.php - 10k
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
خدیجه مقدم
امروز ، جمعه 19 بهمن ماه 86 ، چهلمین روز اعدام راحله زمانی ، سمبل ستم طبقاتی ، قومیتی وجسیتی است .مراسمی از سوی خانواده تنگدستش در روستای ایدلی شهر سراب برگزار می شود . شفیقه خواهر راحله از روستا خبر می دهد و می گوید که خوشحال می شود دوستان راحله را ببیند .
صدای آرام و گرم راحله ، باز در گوشم می پیچد و فکر او، دوباره دست از سرم بر نمی دارد . نه اینکه راحله ، اولین قربانی ستم های این روزگار باشد بلکه او نمادی از زن مظلوم دوران کنونی ایران است که هیچ قانونی از او حمایت نکرد.
زنی فقیر و ترک زبان . همین عبارت کوتاه کافی است که ستم سه گانه ای که بر او رفت ، آشکار شود .
راحله، هیچگونه در آمدی نداشت . ترک زبان بود و بیسواد . و فقط زبان فارسی زبان رسمی کشوراست .زن بود و هیچ قانونی از او حمایت نمی کرد . ستمی که بر او رفت به واقع از تحمل یک انسان خارج است و این قصه ی اکثریت زنان ترک و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن کشورمان ایران است .
در روستا مدرسه نبود و اگر هم بود خانواده ی تنگدستش نمی توانستند راحله را به مدرسه بفرستند، در نوجوانی بدون اطلاع او شوهرش دادند تا یک نان خور کمتر شود. از روز اول ازدواج اش خشونت های فراوان جنسی ، رفتاری ، بدنی و روانی بر سرش آوار شد. به پدرش گفت ، می خواهد طلاق بگیرد ، پدر برای حفظ آبروی خانواده رضایت نداد. شوهر او را از روستا بیرون آورد تا در حاشیه ی پایتخت ، دور از چشم خانواده ها ، به عیاشی های خود بپردازد . با هزار امید و آرزو مادر شد . با هر بچه هی که به دنیا می آورد بیشتر از چشم شوهرش می افتاد و عیاشی های او بیشتر می شد .
چاره ای جز سوختن و ساختن نداشت ، هیچ پناهگاهی نداشت و مجبور بود شوهر معتاد و هوسباز خود را تحمل کند . هر روز به گونه ای تحقیر می شد تا جانش به لب رسید و فریاد بر آورد و مرد خیانتکارکه به مدد قانون صیغه ، پاک و منزه است ، در حالی که زنی را همراه خود به خانه آورده ، برای آرام کردن او که مبادا مزاحمتی برای عیاشی های پایان ناپذیرش به وجود آورد ، دارویی به او می خوراند تا آرام گیرد . زن آرام می شود ولی نیمه های شب به تقلید از شوهرش که بار ها او را با وسایل مختلف شکنجه کرده ، لوله ی آهنی را بر سر شوهر می کوبد و او را می کشد ولی به روایت خود راحله باز شوهرش بلند می شود و او را کتک می زند . این توهم تا مثله کردن شوهر ادامه پیدا می کند . و تا آ خرین لحظه ی حیات اش باور نمی کند که شوهرش را کشته باشد .
راحله به رغم تمام تلاش های فعالان جنبش زنان و مادران صلح، در 12 آذرماه ، اعدام می شود . مادر دو فرزند 3 و 5 ساله که در طول 3 سال زندان هرگز آنان را ملاقات نکرد. نگرانی راحله در آخرین لحظات زندگیش دخترش است ، که می گوید : " می دانم ، او هم به سرنوشت من دچار خواهد شد."
اگر مدرسه ای در روستا بود ! اگر ازدواج به اجبار پدر نبود ! اگر پدر فقیر نبود ! اگر زن حق طلاق داشت !
اگر طلاق ، بی آبرویی نبود ! اگر خیانت مرد به زن جرم بود ! اگرراحله امکان کار و اشتغال داشت . اگر شانس گرفتن وکیل را داشت ! اگر در دادگاه مترجمی داشت و از خود دفاع می کرد ! اگر! اگر ! اگر!... شاید ، هم اکنون مشغول زمزمه لالایی های گوشنواز آذری ، برای فرزندانش بود .
دوستان ! راحله و راحله ها ، چه بار سنگینی را بر دوش ما گذاشتند و رفتند . آیا دختر راحله هم سرنوشت مادرش را خواهد داشت ؟
http://feministschool.com/spip.php?article88x
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
اهدای جایزهی معتبر بنیاد اولاف پالمه به پروین اردلان
چهار شنبه24 بهمن 1386
تغییر برای برابری: جایزهی معتبر بنیاد اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷، به ژورنالیست و فعال جنبش زنان ایران، پروین اردلان اهداء شد. اردلان از پایهگذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز است. او که سردبیر نشریهی اینترنتی تریبون فمینیستی ایران و عضو تحریریهی مجله اینترنتی زنستان، ارگانهای تعطیل شدهی مرکز فرهنگی زنان بوده، در حال حاضر عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری است.
بنیاد یادبود اولاف پالمه برای ایجاد تفاهم بینالمللی و امنیت مشترک، در سال ۱۹۸۷ به منظور پاسداشت تلاشهای بشردوستانهی پالمه، نخست وزیر پرآوازهی سوئد تاسیس شد. پالمه از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ که ترور و کشته شد، به مدت شانزده سال رهبر حزب سوسیال دمکراسی سوئد و طی دو دوره نیز نخست وزیر بود.
بنیاد اولاف پالمه اعلام کرد جایزهی سال ۲۰۰۷ این بنیاد به پروین اردلان اهداء میشود. دلیل تعلق جایزه به اردلان، تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابرْحقوقیِ زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران ذکر شده است. امری که به سهم خود باعث شده است ابعاد اجتماعی و جغرافیاییِ جنبش زنان برای کسب آزادیهای مدنی و حقوقی، گسترش چشمگیری بیابد. در بیانیهی مطبوعاتی بنیاد یادبود پالمه از اردلان به عنوان یکی از چهرههای شاخص جنبش زنان ایران نام برده شده است که در منطقهای بحرانزده، با فعالیتها و تلاش مجدّانهاش، الگوئی است برای راهکارهای مبتنی بر گفتگو و دمکراسی. در بخشی از این بیانیه آمده است:
"پروین اردلان با وجود تهدید، آزار و پیگرد، با پشتکار و سماجت به مبارزه برای دستیابی به آرمانهایش ادامه داده است. او و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوههایی مبتکرانه، موجب افزایش حمایت از خواست برابرْحقوقی شدهاند. کمپین جاریِ یک ملیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، یکی از این نمونههای موفق است."
بنیاد اولاف پالمه کار و تلاش سرسختانه و مستمر این زنان را به عنوان نمونه و سرمشق دمکراسی و صلح در منطقهای پرآشوب و بحرانزده، شایستهی توجه بینالمللی دانسته است.
هر سال در سیام ماه ژانویه، سالگرد تولد پالمه، جایزهی ویژهای به نام "جایزه پالمه" به فرد یا افرادی که در جهت اهداف بشردوستانه و ترقیخواهانهي اولاف پالمه فعالیت کرده باشند اهداء میشود. از زمان تاسیس این بنیاد تا کنون، افراد و سازمانهای مختلفی موفق به دریافت این جایزهی معتبر شدهاند. نخستین جایزهی پالمه، به خاطر مبازرات شجاعانه و مدّبرانهی کارگران سیاهپوست اتحادیهی کارگران معدنکار آفریقای جنوبی برای دستیابی به حقوق و ارزشهای انسانی، در اختیار کیریل رامافوزا، رهبر وقت این اتحادیه قرار گرفت.
جایزهی سال گذشتهی بنیاد به صورت مشترک به کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی، وکیل مبارز سودانی که برای دفاع از حقوق بشر و استقرار صلح و امنیت تلاشهای مستمری داشتهاند اهداء شد.
۲۰۰۶ کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی از سودان
۲۰۰۵ دائو آونگ سان سو کی از برمه
۲۰۰۴ لودمیلا آلکسیوا، سرگئی کووالیوف، آنا بولیتکوساکایا از روسیه
۲۰۰۳ هانس بلیکس از سوئد
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
جنبش زنان آذربایجان همگام با جنبش ملی آذربایجان
زنان آذربایجان در این بین فشارهای مضاعفی را متحمل می شوند. از سوئی تحت فشار فرهنگ سنت مدار مردسالارانه و از سوئی دیگر تحت ستم ملی قرار دارند. تبعیضهای جنسیتی همراه با تبعیضات ملی آنها را در شرایطی قرار داده است که مجبورند همزمان در دو جبهه مستقل به مبارزه مقدس خود ادامه دهند
...
ادامه مطلب
شنبه بیستم بهمن 1386
به بهانه انحلال تنها تشکل رسمی آذربایجانی در کشور
بیایید به خود آییم و خودمان باشیم
باریش زنگانلی
در روزهای اخیر اخبار حیرت آور زیادی می شنویم که برای افراد جامعه غیر قابل تحمل شده است. سرکوب اعتراضات به حق و مدنی کارگران، زنان، معلمین و دانشجویان در سراسر این مرز و بوم رنگ و بوی شدید تری بر خود گرفته است و در این میان سرکوب فعالان قومی و هویت طلبان وارد مرحله ی جدید تری شده است. خواسته های هویت طلبان که شامل رفع مظالم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از مناطق غیر فارس کشور، حذف سیاستهای شوونیستی و نژادپرستانه ی دولت، به رسمیت شناختن مطالبات ملل غیر فارس و... می باشد در سال های اخیر به دلیل نا امید شدن از حاکمان در بر آورده کردن این مطالبات، به صورت خواسته های ملی تبدیل گشته و در قالب اعتراضات مردمی در شهر ها و مناطق مختلف بروز پیدا کرده است. در این میان مبارزات ملی ترکها و ملت آذربایجان به جهت جمعیت زیاد آن در کشور و نفوذ آنان در بدنه ی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور بویژه بعد از اهانت صریح دولت در نشریه ی ایران به ترک ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ملت آذربایجان زمانی که متوجه شدند حاکمیت کوچکترین توجهی به مطالبات آنان ندارد و کمترین ارزشی برای خواسته های آنان قائل نیست و حتی با اعمال سیاست هایی در صدد تضعیف هویت، فرهنگ ، اقتصاد و... آذربایجان و غالب ساختن فرهنگ بیگانه بر آن ها می باشد و با ناامید شدن از بر آورده ساختن مطالبات خویش از سوی مقامات ارشد نظام و دولت ، با برگزاری سالانه ی همایش مردمی قلعه ی بابک در کلیبر ترفندی جهت توجه مجامع جهانی به ظلم های وارده بر آنان و اعلام خواسته های بحق خویش در مقیاس جهانی اندیشیدند که بعد از چندین سال این همایش به صحنه ی عظیم هویت طلبی ترکها تبدیل گشت و حکومت بار دیگر به جای پرداختن به حقوق بدیهی ملت اقدام به سرکوب شدید این حرکت ها کرد که دستگیری های گسترده ی فعالان ملی آذربایجان را در پی داشت ولی نتوانست از عزم ملت در ادامه ی حرکت خویش بکاهد.
ادامه مطلب
شنبه بیستم بهمن 1386
سن یوخسان
لیلا حیدری،
قادینلیق قورتولوشو
و آزادلیق اوغروندا دوستاقلاردا چیرپینان ماراللارا سونولور.
محمد رضا لوائی
دنیز نه دیر؟
- اؤلوم تری!
هانسی شئرین قورخاق ایزلری ایمیش
كؤرهییمین مؤهرهلری؟
سن یوخسان
شهر تمیزلنیر عصمتینده
كیشیلر سنگر توتوبلار غیرتینده
هئی، قادینلیغین سون نفسی
كیشیلییمیزین سسی
بو تئروریست كؤلگهلر ده
یاندیردیغیم سیگارا
سنین دردیندیر
سنی باغیریر هانسی قورشون؟
هانسی سیلله؟
هانسی سوكوت؟
تبریزی گؤز یاشلاریمدان آل گؤتور «ائوین»ـه
اوهوی ی ی دلی بولوت!
گؤزلرین،
تومروسون یولودور
گؤزلرینی بیزه آز گؤرمه
داملا، دنیزدن دولودور
سن یوخسان لئیلا
مجنونلوق تؤكولور دام-دوواردان
سن یوخسان آمما
یئنی ماهنین دووارلارا یاپیشدیریلیر
لئیلیم لئی ی ی... لئیلیم لئیی ی ی ی
قايناق:
http://leylaheydari.blogfa.com/post-11.aspx
شنبه بیستم بهمن 1386
لئیلیم لئی
اؤز «اِوین»ده اوتوروب،
بیزی زیندانلارا قیشقیران گلین باجیم
«لئیلی حیدری»نین گؤیسل دویغولارینا...
لئیلیملئی... لئیلیملئی... لئیلیملئی...
سعید موغانلی
آه ائی...
لئیلی...
لئیلی...
لئیلی...
سنین آدینلا تانینیر اوزئییر حاجیبَیلی...
آدینلا اؤیونور شعر. آدینلا سئویشیر فضولی بابام. آدین نظامیلرین چیبان گؤینرتیسیدیر، آدین نیظامینین آپاق سئوگیسی. آدین واحیدلرین چاخیر مزهسی:
«دئمه مجنونا دلی بلکه ده لیلا دلیدیر/ عشق اولان یئرده بوتون عاقل و دانا دلیدیر».
دوه کروانلارینین زینقرو سسی گلیرکن، آدینلا گؤزلره سوخولورام سئوگی مئساژلاری کیمی. ایندی کی آدینلا اؤیونمهلی اولدولار سیبریدن خزره، زنگاندان عرب کورفزینه داغیلان میللتیمیز. قوی آدینی قیشقیریم شاه باباما... ختایی دیوانینا بیر بؤلوم آرتیرمالی اولدو دئیهسن.
دردیندن مات قالان فضولی بابام، دئپرس اولوب، شیزوفرنی توتوب. چاغیمیزین لئیلیسی دوستاقدا ایکن...
قوی آدینی سسلهییم. قوی آدینلا سسلهنیم. آدینلا اؤیونوم. آدینلا آد آلیم. شعر اولوم و اؤلوم...
و سن نازلی باجیم، لئچهیینی منه پای گؤندر، قارداشلیق انگینلییینده اولان کیشی سؤزجویو سویا گئتمهکدهدیر. بیر کامیون کالایغی لازیمدیر ساعات قاباغیندان ارکین کیشیلییینه چاتانا کیمی... و قورخوموزو شعره بوشالتماغا بیر قیرمیزی خودکار...
گؤندَریرم. SMS آدینی بؤیوک حرفلرله
LEYLI… LEYLI… LEYLI.…
ایندی کی بیر امضا وورماغا گوجوم چاتیر تکجه. ایندی کی قورخا-قورخا یازیرام سعید موغانلیلیغی... گؤر سن نئجه بیر قوردسان، تک باشینا اولاییرسان مملکتیمیزی، قوردلوغوموزو و اؤزگورلویوموزو...
باخ آنا تبریزله سایین زنگان اوتوبانی دا سنین عشقیندن باشینی دیک توتا بیلیر. دیم-دیک دایانیر ستارخان سنگری ارک و پیشهوری بابانین قانون ائوی ساعات سارایی... تکی سن یاشا، زنگانیمیزین قیز اوغلو... دیک توت باشینی قارامان قورد. باغیر حاققیمیزی ناخجیواندان خوزستانا کیمی، آغریدان دماونده کیمی، ساوادان ساوالانا، هورانددان خوراسانا، سویوقبولاقدان ساووجبولاغا... سپهلنمیش چینار کؤتوکلرینه و قرنفیل ائلچیبَیلییینه...
آدینی گؤندَریرم بوتون گولـلهلره، بوتون گوللره. گول باجیم، گولتاجیم. گول قوی من اوتانجدان جان وئریم. گول ده قوی کوراوغلو کیشیلیییمیزه گولسون و امیرتئیمور بیر داها قران دوداغیندا جان وئرسین... ایندی کی، ایگیدلییین معناسی سنسن...
بو گونلر سن قالدیغین ائوینده، سن یاتدیغین سللولدا یاشاییم دئیه، بؤیروم اوسته یاتیرام گئجهلری قوجونمادان. چیرکلی موکتلری اییلهییرم. قاریشقالارلا چیبینلرله اویناییرام. تهرانین «آزادلیق» بورجوندا قاریشقا بویدا ماشینلاری ساییرام بیر به بیر. سایدیقجا 209 –جو حرفی سیلمک ایستهییرم دیلیمین یارالانمیش سایلاریندان. بیر آیدین شعرچی دئمیشدی هارداسا «سایماق باشارمیرام/ سئومک باشاریرام».
آزادلیقدان باغیریرام دربنده:
«بنؤشه بنده دوشدو...
های-کویو کنده دوشدو
منیم سون بئشیک باجیم
هاردا کمنده دوشدو...»
تهرانین شونیست خیابانلاری نه دوشونور آنا باجی غیرتینی. بوردا ائکسله تیریاکین قوهوملوغو، یالانلا سیاستین سئویشمهسی و آزادلیغین سادهجه بیر مئیدان اولدوغو اؤنملیدیر. و «آذربایجان» بیر داریسقال خیاباندیر کی «جمهوری»یه سؤیکهنیبدیر کورَیی. بورا اورادیرکی، سئچگی عرفهسینده سویوق دَیمهدن ائوده یورغانا بورونمک تکجه سئچهنهییندیر.
بوردا یورغون دمکراتلار اوچون «اِوین»یز وار، ائویمیز یوخدور...
سن عرب دونیاسی ایله تورک دونیاسینی بیرلشدیرن خاتین... فضولی آذربایجانینین «امالملائکه»سیسن. نزار قبانی ایله بختیار واهابزاده، احمد مطرله رامیز روشن سنی سیزیلداییر هر سطیر باشی. به سن مجنونسوز نئجه یاشاییرسان باجیم. مجنون کی چؤللوکلرده دئییل، قونشو سلولدا ایشکنجه اولماقدادی. آسلانلارلا یاشامیر جومرود وورغونلار. ایندی کافتارلارلا اوز به اوزدور مدرنیتهنین مجنونلوغو...
ایندیجه آزادلیق، قاریشقا سایاغی «بهروز»ون اللریندن دیرماشیر گؤزلرینی اؤپسون دئیه. زیندانین قاریشقالاری هر بیر دوستاغا نعمتدیر... ائلهسه یاشاسین قاریشقالار....
ایندیجه «بهروز» قاریشقالار قروپویلا اوخویور لوطفویار ایمانوفون ماهنیلارینی...
قولاق آسین...
لوطفن قولاق آسین رادیو سسینه...
بیری او کؤهنه رادیونون خودونو وئرسین...
د د دم. د د دم. د د دم...
بوراسی زنگان، دانیشیر آذربایجان سسی رادیوسو...
آذربایجان دالغالاریندا سؤزو بهروز صفری جنابلارینا وئریریک:
………………………………………………
لئیلیملئی.....................
لئیلیملئی..........................
لئیلیملئی...................
لئیلیملئی.................
لئیلیملئی..................
لئیلیملئی................
لئیلیملئی..................
لئیلیملئی........................
هرگئجهم اولدو سحر غصه فلاکت سنسیز
هر نفس چکدیم هدر گئتدی، او ساعت سنسیز
سنین اول جلب ائلهین وصلینه آند ایچدیم اینان
هجرینه یاندی کؤنول، یوخ داها طاقت سنسیز
اؤزگه بیر یاری نئجه آختاریم ای نازلی صنم
بیلیرم سندهدی دل، یوخ یارا حاجت سنسیز
سن منیم قلبیمه حاکیم، سنه قول اولدو کؤنول
سن عزیزسن من اوجوز بیر هئچم، آفت سنسیز
سن "نیظامی"دن اگر آرخایین اولساندا گولوم
گئجه گوندوز آراییب اولمادی راحت سنسیز
نظامی گنجوی
قايناق:
http://leylaheydari.blogfa.com/post-12.aspx
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
" زنان " درگي سينين باغلانماسينا اعتراض اولاراق ايران قادينچيلاري وريندن يايينلانان موراجيعت
بیانیه اعتراضی نسبت به لغو امتیاز مجله زنان
روز دوشنبه 8 بهمن 86، در آستانه شانزدهمین سال انتشار بی وقفه "زنان" ، هیات نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه زنان ، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.
دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه خود ضمن اینکه مجله زنان را یک "نشریه تند فمینیستی" خوانده است ، ادعاي واهي خشونت عليه زنان و ناعادلانه خواندن قوانين مربوطه، سياهنمايي وضعيت زنان در ايران و القاي عدم وجود امنيت در جامعه و تخريب وجهه مقدس بسيج با درج توصيفات نامناسب (در قالب بازگويي با آب و تاب يك فقره جرم منافي عفت) را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتی بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیات نظارت بر مطبوعات نیست.
این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل دولت مردان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل های موجود نیز فروتر رفته و حتی انتشار ماهنامه زنان را نیز بر نمی تابد. نشریه ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق ترین و اصیل ترین روش، یعنی فرهنگ سازی، به آگاهی بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.
در طول تاریخ معاصر مجله زنان مهمترین نقطه ثقلی است که بدون تعصب و جانبداری از راه و روش خاصی، همت خود را برای کاهش فاصله ها و افزایش همدلی و همگرایی میان زنان متمرکز ساخته است. به شهادت خوانندگان این مجله، " زنان " با جوشش مستمر خود طی 152 شماره، سرچشمه آگاهی بخشی دختران و مادران و مادر بزرگان این مرز و بوم بوده است. و مانیز مانند بسیاری دیگر بر این عقیده ایم که هر زنی که سدی را در مسیر خودآگاهی جنسیتی خود در هم شکسته است، روزگاری خطی از هزاران نوشته " زنان " را به دل نشانده است.
"زنان" علاوه بر آن که با آگاهی بخشی و روشنگری، در افزایش نقش زن در خانواده و جامعه موثر بوده است، آیینه ای بوده است برای رشد و پیشرفت و قدرتمندی زن در ایران و توقف انتشار آن حرکتی است که به تبلیغات مبنی بر پرده نشینی و عقب ماندگی زن ایرانی دامن می زند.
ما امضا کنندگان این بیانیه اعلام می کنیم که تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات که در مورد مجله زنان این چنین خارج از نوبت انجام گرفته و بدون هیچ تمهید حقوقی و حتی پاسخگویی مدیر مسئول نشریه در دادگاه مطبوعات ، امر قضاوت حقوقی را از طریق انتشار بیانیه ای تحریک آمیز به عهده افکار عمومی بی اطلاع از سابقه و عملکرد ماهنامه زنان واگزارده است، اعلام می کنیم که نه تنها چنین رفتاری در شان این هیات نیست بلکه فقط نشاندهنده اعمال برخی سلیقه ها در این نهاد نظارتی است و نه اعمال قانون.
ما امضا کنندگان این نامه از این هیات می خواهیم که در تصمیم خود تجدید نظر کند و تاکید می کنیم که تا زمان انتشار دوباره ماهنامه زنان به اعتراض خود از همه راههای قانونی موجود ادامه خواهیم داد
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
بیانیه عفو بین الملل در خصوص سعید و برادرش رضا متین پور دو زندانی سیاسی آذربایجان
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
سعید متین پور در تاریخ 25 می سال 2007 میلادی در شهر زنجان دستگیر شده و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. مامورین ایرانی ایشان را تحت شکنجه وادار کرده ند تا به اقرار ویدویی تن دهد. در تاریخ 28 آگوست همین سال، برادر ایشان ، علیرضا متین پور نیز توسط وزازت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید و تحت شکنجه قرار گرفت. تاکنون هیج نوع جرمی رسما بر علیه این دو برادر اعلام نشده و آنها رسما محکومیتی نداشته اند.
ادامه مطلب
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
بیانیه عفو بین الملل در خصوص دو زندانی سیاسی آذربایجان ،بهروز صفری و همسر وی لیلا حیدری
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
بهروز صفری از آذربایجان ایران که برای دستیابی آذربایجانیهای ایران به حقوق زبانی خود تلاش میکند، بدون ارتکاب به جرم و بدون محاکمه از ماه ژوئن 2007 در بازداشت به سر میبرد.همسر ایشان خانم لیلا حیدری نیز از تاریخ 28 آگوست 2007 زندانی شده است .هر دو در حال حاضر در زندان اوین واقع در تهران به سر میبرند. جایی که طبق ادعا ها درآنجا شکنجه شده اند و حق دسترسی به وکیل را نداشته اند.
ادامه مطلب
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
شهين محمدي
بر کسی پوشیده نیست که زنان جامعه ما،به طورنسبی با نگاهی تبعیض گونه مواجه بوده اند.ریشه این تفکر درعمق تاریخ لولیده واقتصاد وعقیده برتنومندی آن افزوده اند.به همین دلیل شکافتن وتحلیل آن به وقت وفراغت زیاد نیاز دارد که از توان مقاله ای چند دقیقه ای خارج است لذا قصد بنده دراین مقاله نگاهی است جدی ودرونی به وضعیت زنان تلاش بر این است که«نگاه زنان به خود»مورد نقد قرار گیرد ومشکل آن با دیدگاهی درونی و نه بیرونی ومحیطی تحلیل شود منظورازبکاربردن لفظ جدی،گریزازتقدیس، تظلم نمایی،لالایی ویامسلح شدن به سلاح عوامفریبانه تحقیر وطعنه است. به قول برتراندراسل«رویکرد درست نه رویکرد تقدس است نع رویکرد تحقیر. بلکه همدلی انتقادی است».
متد تحلیل در دو مقوله جدا،اما به هم پیوسته ارائه خواهد شد
ادامه مطلب
سه شنبه نهم بهمن 1386
مدرسه فمینیستی: ماهنامه زنان بعد از ۱۶ سال انتشار توقیف شد
نشریه زنان که به مدیر مسئولی شهلا شرکت به مدت ۱۶ سال به طور مستمر منتشر می شد، با تصمیم هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو امتیاز شد.
خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه که نام او فاش نشده است، گزارش داد: ماهنامه زنان به مدیر مسئولی شهلا شرکت در جلسه امروز هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل درج مطالب و اخبار به گونه ای که موجب سلب امنیت روانی جامعه می شد، لغو مجوز شد. از دیگر اتهامات وارده به این نشریه « به مخاطره انداختن سلامت روحی، فکری و روانی مخاطب» ذکر شده است.
خبرگزاری فارس «القای اینکه امنیت در جامعه وجود ندارد» و « سیاه نمایی وضعیت زنان در جمهوری اسلامی» را از دیگر دلایل تعطیلی نشریه زنان توسط هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ذکر کرده است.
«مقام آگاه» به خبرگزاری فارس گفته است: «این ماهنامه به دلیل اخلال در حقوق عمومی و تضعیف نهادهای نظامی و انقلابی از جمله بسیج مستند به اصل ۲۴ قانون اساسی و صدر ماده ۶ قانون مطبوعات و مصوبه نشست ۲۹۸ شورای عالی امنیت ملی به تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۷۹ و تبصره ۲ از ماده ۵ قانون مطبوعات مبنی بر لازم الجرا بودن این مصوبات به دلیل بی توجهی به تذکرات کتبی و شفاهی که پیش از این مکررا به مدیر مسئول نشریه در باب رعایت قانون مطبوعات و سایر مقرار و دستور العمل های مربوطه داده شده است، بناه به رای اعضای هیئت، لغو مجوز شد.»
شهلا شرکت مدیر مسئول این ماهنامه در رابطه با لغو امتیاز مجله به رادیو زمانه گفته است: « از طریق خبرگزاری فارس از مساله لغو امتیاز مجله اش با خبر شده و در حال پیگیری برای اطلاع از کم و کیف مساله است. شهلا شرکت گفت:تا این لحظه هیچ نامه رسمی که حکایت از لغو مجوز ماهنامه زنان داشته باشد دریافت نکرده است.
او با اشاره به خبر خبرگزاری فارس که علت لغو امتیاز ماهنامه زنان را سیاه نمایی ذکر کرده است، گفت ما در قانون جرمی با عنوان سیاه نمایی نداریم وباید دادگاه تشکیل شود تا هیات نظارت بتواند مجوز نشریه ای را لغو کند.
شهلا شرکت در مورد این که کدام مطالب ماهنامه زنان ممکن است مصداق سیاه نمایی تلقی شده باشد، گفت: ما هر ماه در بخش خبرهای زنان آماری را منتشر می کنیم در مورد این که در این ماه چند زن کشته شده اند و چند زن دیگران را کشته اند، که همه اطلاعات آنها به خبرهای رسانه های داخلی متکی است.»
نشریه “زنان” در بهمن سال ۱۳۷۰ انتشار خود را آغاز کرد و تا دی ماه سال جاری ۱۵۱ شماره منتشر کرده بود.
دوشنبه هشتم بهمن 1386
بيانيه در حمایت از لیلا حیدری به انضمام ليست اسامي كساني كه امكان امضاي اين بيانيه برايشان محيا بود.
دوشنبه هشتم بهمن 1386
هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقصادي در آن افزوده ميشود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوبتري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجاني اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام نموده و خاطرنشان ميكند:
ادامه مطلب
شنبه ششم بهمن 1386
تورکیه ده میلیتچیلر و ایسلامجیلار باش اورتوسو اوزه رینده آنلاشدیلار
اویرنجی نیوز: عدالت و قالخینما پارتیسی و مخالف پارتی اولان میلیتچی حرکت پارتیسی تورکیه آنا یا سا سی نی دئیشدیره رک باش اورتولولرین اوخوللارا و اونیوئرسیته لره گیرمه یولونو آچدی.
عدالت و قالخینما پارتیسی ایسلامی بیر پارتی اولماسینا باخمایاراق کئچن 5 ایلده مجلس ده چوخونلوغو اولسادا آنا یاسادا بو دئییشیکلییی ائده ممیشدیر.
میلیتچی حرکت پارتیسی نین ده قاتیلماسی ایله بو یاساق تورکیه آنا یاساسیندان قالخمیش اولاجاقدیر.
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
نقش زنان در جامعه شناسی
نویسنده: علی طایفی
پیش درآمد:مروری بر بسیاری ازتاریخ نویسی های مرسوم جامعه شناسی و نظریه های صاحبنظران عمده این رشته گویای این است که هنوز نقش مسلط مردان براین رشته نیز سایه افکنده است. این پدرسالاری علمی از سالهای دور نه تنها زمینه مشارکت اندک زنان را درعرصه های علمی بویژه دراین رشته بوجود آورده است،
بلکه درمواردی نیز که زنان توانسته اند به موقعیت های موثری نیز دست یابند مورد غفلت و بی توجهی قرار می گیرند. دربین انبوهی از آثارمربوط به تاریخ تحولات جامعه شناسی بندرت می توان به آثاری دست یافت که به نقش و جایگاه زنان می پردازد.
ادامه مطلب
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
کتابهای درسی نیز جنسیتی می شوند!!!
علیاحمدی: کتاب درسی دختران و پسران بايد جدا شود
سرپرست وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: در تدوین برنامه درسی علاوه بر ویژگیهای جنسیتی ویژگیهای قومی و نژادی و جغرافیایی نیز باید لحاظ شود.
علیرضا علیاحمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش صبح امروز در همایش برنامه درسی ملی با اعلام مطلب فوق گفت: این واضح است که کتابهای درسی باید متناسب با نیازها و ویژگیهای دانشآموزان، آینده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها، نیازهای روحی، روانی و عقلانی آنها تنظیم شود.
علیاحمدی با اشاره به نیازهای متفاوت روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مشابه گفت: بنابراین ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتابهای درسی به این نیازها پاسخ گوید.
وی تصریح کرد: اما هدف هیچ کدام از این تغییر و تحولات ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای خانمها نخواهد بود.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: در تدوین برنامه درسی علاوه بر ویژگیهای جنسیتی ویژگیهای قومی و نژادی و جغرافیایی نیز باید لحاظ شود.
علیاحمدی با اشاره به تفاوتهای یک نوجوان عشایر و نوجوان شهری گفت: کتاب درسی باید به نوجوان عشایری حماسه و رشادت و به نوجوان شهری قوانین را بیش از سایر موارد آموزش دهد.
وی در ادامه توجه به چشم اندازهای کشور را به مولفان کتابهای درسی گوشزد کرد و افزود: البته تحقیق و پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت کار مولفان نیست و ایشان باید با اشاره به سند و برنامه درسی ملی محتوای کتابها را تنظیم کنند.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش بر عدم کپیبرداری از نظامهای آموزشی غرب در كتابهاي درسي کشور تاکید و خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش ما نباید منفعل باشد و باید با توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی کتابهای درسی را تنظیم كند.
در ابتدای این مراسم نیز حجتالاسلام علی ذوعلم، مدیر کل دفتر تالیف کتابهای درسی وزرات آموزش و پرورش تدوین برنامه درسی ملی برای تالیف کتاب درسی ملی را یکی از بزرگترین پروژههای این وزارتخانه دانست و گفت: باید نظرات مولفان کتابهای درسی در استانهای مختلف تبیین و در نهایت یک نتيجه واحد حاصل شود.
ذوعلم افزود: بر اساس تصویب شورای عالی آموزش و پرورش در اردیبهشت ماه سال جاری برنامه درسی ملی باید تا پایان سال آینده تنظیم و برای تصویب به شورا بازگردانده شود.
وی در ادامه به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت تحول بنیادی در آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: تدوین برنامه درسی ملی و تالیف کتاب درسی ملی میتواند این تحول را در نظام آموزش و پرورش ایجاد کند.
چهارشنبه سوم بهمن 1386
بيانيه گروهي از زنان حركت ملي آذربايجان در محكوميت حبس
و شكنجه ليلا حيدري
سالهاست بذر حقم را بر زمین عدالت می افشانم
و در فاصله صفا و مروه برابری
به اندازه تمام قرون حروله رفته ام
گروهی از زنان حرکت ملی آذربایجان
امضا کنندگان:ساناز رباطی ، الناز بیگدلی، سئویل اسدالهی، سارا نجاری ، سارا گرگری ، سعیده سجادی ، فاطمه سرابی ، مهنوش اکبری ، لیلا قربانی ، سعیده شیرخانی ، آلما فرج زاده ، سئودا باباخانی ، رقیه مهدی زاده، نسیبه عبادی، ملیحه دوست محمدی، زهرا رضایی، ساناز قدرتی، الهه پورولی، مریم حضرتی. پینار اسداللهی، آیدا شیخی، تانای علیزاده .
دوشنبه یکم بهمن 1386
نگاهي به برخي نوشتهها و مبارزات زنان در دوران مشروطيت
هما ناطق
در جريان تاريخ شايد مساله زن يكي از نادرترين مسائلي باشد كه نگرش مشرق زمين و اروپا را به هم پيوند ميزند. ادبيات اجتماعي، اخلاقيات، سياست و پند نامه و فرهنگ حاكم در اين جوامع، جامعه را به سكون و زنان را به تبعيت و فرمانبرداري فرا خوانده است. تصوير زن در شعر و ادبيات، تصوير موجودي است تجريدي و بيهويت، درباره او ميانديشند، اما به حسابش نميآورند. حتي افلاطون در راه پي ريختن مدينه فاضلهاش و در رساله «ضيافت» شاعران را پند ميداد كه با زنان در نياميزند و عشق نورزند تا به «پستي» و انحطاط نگرايند. در دورههاي بعد نيز افكار متفكرين در اين مورد تحول چنداني نيافته بود. روسو ميگفت: «تربيت زنان بايد... براي پسند مردان باشد... در جهت شيرين كردن و دلپذير كردن زندگي مردان باشد... اين است كه وظايف زنان در يك عصر و در هر زمانه.[1] پرودن پدر «سوسياليسم انساني» گامي جلوتر برميداشت و هم او كه معتقد بود مالكيت و ثروت دوزي است و «بردگي و جنايت است» در مورد زن مينوشت: «زن را بايد تابع نگاهداشت، زيرا زن انعكاس ضد خلق است». اگر از اوامر شوي خود سرپيچي كرد بايد «مهر قيمت كه شده سركوبش» كرد و افتخارش اين بود كه زنش را به «اعمال شاقه» در خانه واداشته و دخترش را «بردهاي راستين» بار آورده است.[2] جان استورات ميل، بيشتر آزادي اعلام ميكرد كه قانون بايد: «حامي» زن باشد، اما «زنان را از مشاركت در توليد باز دارد.»[3] اين را هم بگوئيم كه پس از انقلاب كبير فرانسه در 1793، يكي از رهبران مبارزات زنان را كه فقط «بيانه»اي در «حقوق زن» نوشته بود، پاي گيوتين بردند و سر بريدند، زيرا دولت مي گفت هر كس براي «رهائي زن» فعاليت كند «ضد انقلاب» است.[4]
ادامه مطلب

